80 روز با آرتین
80 روز از بودن در کنار فرشته کوچک من میگذره زمان به سرعت داره عبور میکنه وتمام لحظات دارن یک خاطره میشن کاشکی یک ریموت داشتم تا هرموقع که دلم میخاست کیلید توقف رو میزدم وهمه چی رو نگه میداشتم وتا میتونستم لذت میبردم اون قسمتهایی هم که ناراحت کننده بودن تند تند میزدم میرفت جلو مثل واکسن زدن .
آرتین زیبای من دیگه چهرمو میشناسه با نگاهش منو دنبال میکنه از صداهای بلند و ییهوویی میترسه وواکنش نشون میده صبح هاهم ساعت 5بیدار میشه و تا 7 شیطونی میکنه واواز میخونه با لوستر خونمون دوسته ورابطه خوبی با تابلو های عکس داره .
1391/08/06
مطالبی دیگر از این نی نی وبلاگی



80 روز با آرتین
